در جمع مجردی مردانه، دوست ندارم خانمام تماس گرفته و جویای حال و احوالام شود. خانمام در جمع مجردی زنانه، دوست دارد تماس بگیرم و جویای حال و احوالاش شوم.
در جمع مجردی مردانه، دوست ندارم خانمام تماس گرفته و جویای حال و احوالام شود. خانمام در جمع مجردی زنانه، دوست دارد تماس بگیرم و جویای حال و احوالاش شوم.
نوشته بود: روزهای بد را همان روز، و روزهای خوب را بعدها متوجه میشویم!
هر وقت در یک وبلاگ، لینک "ارتباط با من" میبینم، یادِ ارتباط نامشروع میافتم! دور شو... دور شو شیطان...!!!
پینوشت:
خواستم پیشنهاد دهم به جای "ارتباط با من" از "تماس با من" استفاده شود، دیدم برای ذهن منحرفِ من، کلمهی "تماس" هم خالی از لطف نیست!
نمرود را با یک پشه به هلاکت رساندی؟! قسم به خودت که هیچکس غیر از خودت از معادلاتت سر در نمیآورد!
در حین رانندگی در جاده، ماشین خاموش شد. بدونِ حتی یک سعی کوچک برای پیدا کردن علتِ مشکل، با یدککش تماس گرفته و ماشین را به نمایندگی رساندم. با تعویضِ یک فیوزِ سوخته، مشکل حل شد! مشکلی که میتوانست با یک فیوز 10 هزار تومانی که اتفاقاً در داشبورد هم موجود بود حل شود، 800 هزار تومان برای من آب خورد، آن هم با کلی معطلی!
پینوشت ۱:
منکرِ تخصص در تشخیص علتِ مشکل توسط آن نمایندگی نیستم؛ اما یک راننده، باید خودش حداقل از علت مشکلات جزئی ماشین، سردربیآورد! حالا این موضوع را میتوان برای دیگر مشکلاتی که در زندگی بروز میکنند نیز در نظر گرفت. "نمیدانم، راحتی جانام" همیشه هم خوب نیست!
پینوشت ۲:
در بین فامیل، دوستان و آشنایان، اولین کسی بودم که میتوانستم دیش و گیرندهی ماهوارهای را تنظیم کنم. اکنون به محض بروز کوچکترین مشکل در گیرندهی ماهوارهای خانه، با نصاب تماس میگیرم! امان از این تنبلی و راحتطلبی!
اِشکال بیشترِ ما آنجاست که از افرادِ غیرعادی، انتظاراتِ عادی داریم!
بعد از تماشای فیلم سینمایی SEARCHING به اینکه فرزندم را کاملاً میشناسم، شک کردم!

چرا میگویند دیگر معجزهای رخ نمیدهد؟! خرداد ماه است و من دارم پرتقال میخورم! این اگر معجزه نیست، پس چیست!